الهه زیبایی

شعر تنهایی

الهه زیبایی

شعر تنهایی

دوستم نداشت...

 

دروغ میگفت دیگری را دوست می داشت بارها گفتم دوستم داری ،

گفت : آری

تا دیری خاموش بودم ولی آخر از پای شکیب افتادم وگفتم راست بگو ترا خواهم بخشید

آیا دل به دیگری بسته ای ؟

گفت :نه

فریاد زدم راستش را بگو هر چه هست تو را خواهم بخشید واز گناهت هر چند سنگین باشدخواهم گذشت .

گفت:مرا ببخش دیگری را دوست دارم

گفتم : حالا که تو سالها به من دروغ گفتی این بارمن به تو دروغ گفتم تورا نخواهم بخشید .

نظرات 0 + ارسال نظر
برای نمایش آواتار خود در این وبلاگ در سایت Gravatar.com ثبت نام کنید. (راهنما)
ایمیل شما بعد از ثبت نمایش داده نخواهد شد