-
[ بدون عنوان ]
یکشنبه 21 شهریورماه سال 1389 00:58
به تو می اندیشم به تو و تندی طوفان نگاهت بر من به خود و عشق عمیقت در تن به تو و خاطره ها که چرا هیچ زمانی من و تو ما نشدیم جام قلبم که به دست تو شکست من چرا باز تو را می بخشم؟؟؟ به تو می اندیشم به تو که غرق در افکار خودی من در اندیشه افکار توام قانعم بر نگه کوته تو هر زمان در پی دیدار توام…
-
عشق
یکشنبه 21 شهریورماه سال 1389 00:32
کسی میتواند به پای عشق بمیرد که قبل از آن؛ زندگی درپیش چشمانش مرده باشد ...
-
عکسهای سه بعدی
یکشنبه 20 اردیبهشتماه سال 1388 20:37
عکساش خیلی باحاله یه نگاه بنداز ضرر نداره .... صبر کن تا وا بشه عکسا خیلی قشنگه ...
-
عکسهای حیوانات نا شناخته
یکشنبه 20 اردیبهشتماه سال 1388 20:28
اگه میخوای حیوانات ناشناخته رو ببینی به ادامه مطلب برو .....
-
عشق
شنبه 22 فروردینماه سال 1388 21:23
سعی کن تنها زندگی کنی زیرا تنها بدنیا آمدی وتنها از دنیا می روی ،بی آنکه دوست داشته باشی ودوستت داشته باشند .... بگذار خانه عشقت خالی باشد ،زیرا عشقی در آن زندگی کند به ویران های آن رحم نمیکند بگذار غفلت عشق را درک نکنی ،اما اگر کسی را دوست داری عمیق دوستش بدار واز صمیم قلب عاشق باش وآن قدر شادی کن وآن قدر گریه کن...
-
تنهایی
شنبه 22 فروردینماه سال 1388 21:20
وقتیکه تنها می شوم به تو فکر میکنم می بینم خوشبخت ترین انسان روی زمینم چون در تنهایی تو را دارم که یک لحظه هم از من دور نمی شوی ... برای همین است که گاهی به تو شک میکنم که نکند تو فرشته ای آسمانی باشی که در جلد آدم های زمینی فرو رفته ای وگرنه چطور یک انسان میتواند همیشه وهمیشه در کنار دیگری باشد... تازه وقتی خوب فکر...
-
؟؟؟؟؟
چهارشنبه 12 فروردینماه سال 1388 20:22
به چشمانت عادت کرده بودم با دستانت رفاقت کرده بودم نمى آیى توامشب کاش دیشب دل سیرى نگاهت کرده بودم دلم در حلقه غمها نشسته زبانم بسته و سازم شکسته وجودم پر ز شعر عاشقانه ست تو را می خواهم و اینها بهانه ست من ساده و بیرنگم من عاشق دلتنگم صد بار بزن قطع کن من عاشق تک زنگ م ! باید خریدارم شوی، تا من خریدارت شوم باید...
-
میدونی
پنجشنبه 29 اسفندماه سال 1387 12:57
میدونی ، تو ی دنیای زندگی ،سبزترین واسه من میدونی، توی سکوت زندگی ،فریادی واسه من میدونی ،توی غم انگیزترین تلخی ،لحظه شیرینی واسه من میدونی، توی قصه لیلی ومجنون ،مجنونی واسه من میدونم ، دو پرنده تو قفس اسیرن همیشه میدونم ، دنیای من وتو آرزو می مونه همیشه میدونم که می گی آرزو ،آرزوست همیشه ...
-
غریبه
یکشنبه 25 اسفندماه سال 1387 12:40
وجدان تنها محکمه ای است که نیاز به قاضی ندارد ... لحظه هایم را پراز رویا ی فردا کن غریبه سادگی را د رنگاهم این چنین وا کن غریبه عشق را تفسیر کن با لهجه ای همرنگ باران خستگی را از نگاهم این چنین واکن غریبه جای پایی از تو می ماند ولی تا آرزوها یک نفس باقی است پس کمتر تولا کن غربیه خسته ام از انتظار اما، برایم اولین بار...
-
سکوت
جمعه 23 اسفندماه سال 1387 14:11
تمام مردم دنیا به یک زبان سکوت می کنند . من ؛ غم را در سکوت ، سکوت را در شب وشب را برای اندیشیدن به تو دوست دارم . نگفتی که اگر کسی در مسیر زندگی مقصد خود را گم کرد !!! ازچه کسی بپرسد " خانه دوست " کجاست؟؟
-
عشق
جمعه 23 اسفندماه سال 1387 11:52
رفت وچشمم را برایش خانه کردم برنگشت بس دعاها از دل دیوانه کردم برنگشت شب شنیدم زاهدی می گفت او افسانه بود در وفایش خویش را افسانه کردم برنگشت زلف هایم را که روزی می ربود از او قرار تا سحرگاهان برایش شانه کردم بر نگشت تادر آن غربت نسوزد از غم بی همدلی تار وپودم را بر او پروانه کردم برنگشت این من ِ،سجده نشین عاشق سجاده...
-
دل من
چهارشنبه 21 اسفندماه سال 1387 15:04
دل من یک جنون باز بزرگ است دل من یوسفی در کام گرگ است دلی که با پرستو ها رفیق است دلی که وارث زخم عمیق است دلی که قاصدک را دوست دارد صدای نی لبک را دوست دارد دلی که از خاطرات کوچ داغ است شب تنهایش بی چلچراغ است دلی که سادگی را می پرستد تب دل دلدگی را می پرستد ...
-
خواننده عزیز
سهشنبه 20 اسفندماه سال 1387 20:23
تو ای خواننده عزیز : هر که هستی ، با هر شغل ومقام وهر سنی بارها در مبارزه با احساسات شکست خورده ای وقطره اشکی از شادی ویا غم در چشمانت پرورانده ای . شاید حال بدنبال آموختن مطالبی بیشتر ویا برای تفریح وسرگرمی ویا شاید برای گریز از مسائل ومشکلات به این مطالب روی آوردی . بگذار بگویمت که غم واندوه را کنار بگذار ببین که...
-
ناجی
سهشنبه 6 اسفندماه سال 1387 19:46
منم غمگین ترین دنیا منم تنها ترین تنهای دنیا منم عاشق ترین عشاق دنیا منم ان بی کس و شبگرد تنها منم به وسعت کوه حقیقت منم به وسعت دریای الفت بیا ای ناجی عاشق ترینها بیاای ناجی تنها ترینها بیا ای ناجی غمگین ترینها بیا ای ناجی مجنون ترینها بیا ای ارام بخش وجودم که این را از برای تو سرودم بیا دستم بگیر روحم ببخش مکن کاری...
-
یادش بخیر
سهشنبه 6 اسفندماه سال 1387 19:44
زیر بارانهای شهر زیر باد و برف و طوفان بگو بگو در کدام یک نام تو را نخواندم؟ بگو کدامیک از آنها از من و تو خاطره ندارند؟ آری . بگو اصلا نام مرا با گذر در کدامین یک به خاطر می آوری؟ هیچ کدام ... بگو چرا؟ چرا فراموش کردی دوستت دارم هایم را؟ گناه من چه بود؟ دل کوچکت بود که دیگری را می خواست؟ نه دیگری... دیگران را! یادش...
-
دکترعلی شریعتی
سهشنبه 6 اسفندماه سال 1387 19:33
خدایا کفر نمیگویم پریشانم، چه میخواهی تو از جانم؟ ! مرا بی آنکه خود خواهم اسیر زندگی کردی . خداوندا ! اگر روزی ز عرش خود به زیر آیی لباس فقر پوشی غرورت را برای تکه نان ی به زیر پای نامردان بیاندازی و شب آهسته و خسته تهیدست و زبان بست ه به سوی خانه باز آیی زمین و آسمان را کفر میگویی نمیگویی؟ ! خداوندا !...
-
شعر
شنبه 9 آذرماه سال 1387 17:23
در سکوت دادگاه سرنوشت ، عشق بر ما حکم سنگینی نوشت. گفته شد دلداده ها از هم جدا، وای بر این حکم و این قانون زشت...... افلاطون میگه : اگه با دلت کسی یا چیزی رو دوست داشتی زیاد جدی نگیرش چون کار دل دوست داشتنه ... درست مثل کار چشم که دیدنه ... ولی اگر کسی رو با عقلت دوست داشتی بدون داری چیزی رو تجربه می کنی که اسمش عشق...
-
تو نیلوفر شدی من اشک مهتاب
جمعه 8 آذرماه سال 1387 18:50
تو نیلوفر شدی من اشک مهتاب ... می پنداشتم که کلامت مرحمی خواهد شد بر زخم های کهنه ام شاید معجزه ای باشی برای دستهای منتظرم می پنداشتم که حضورت بارانی خواهد شد برای کویر دل یک شب نشین امـــــــــــــــا تو چه ساده از کنار این همه خواهش ونیاز گذشتی وهیچ فکر نکردی من چه تنها ماندم می پنداشتم آفتابی چشمانت بارانی چشمانم...
-
تقدیم به دوستای خوب دانشگاهیم
چهارشنبه 6 آذرماه سال 1387 17:21
تقدیم به کسانیکه حیاتشان خورشید عشق ، ونمناکی اشک ، وسبزی لبخند نقاشی شده ... زمان تند میگذرد آنقدر تند که قادر به نوشتن آن نیستم . پس بیا خاطرات خوش با هم بودن را، با هم زیستن را ، با هم خندیدن را ، با هم رفتن را، با هم گفتن را، فراموش نکنیم... پیر میشویم خورد میشویم تنها یک چیز باقی می ماند آن خاطرات خوش ماست در گذر...
-
زندگی چیست؟
پنجشنبه 30 آبانماه سال 1387 16:36
مقصود از زندگانی فقط خوشبختی نیست بلکه تکامل آن است زندگی را می توان با نگاه به گذشته درک کرد ودر نگاه به آینده زندگی کرد ... اگر از تلاش دست برداری از زیستن هم دست برداشته ای همان لحظه ای که امید به زندگی قطع شود مرگ فرا رسیده است ...
-
بی تو
پنجشنبه 30 آبانماه سال 1387 16:33
بی تو مهتاب رنگی دگر است بی تو گلهای شقایق پر پر است با تو این مرغ دلم از غم رهاست بی تو این دل از قشنگیها جداست با تو باید از فراز جان گذشت مرغکی شد پاک وبا ایمان گذشت بی تو بند مهربانی ها گسست بی صدا تار دلم جانا شکست من توانم با تو دنیا می شوم پاک وابی هم چون در یا می شوم ...
-
سهراب سپهری
دوشنبه 27 آبانماه سال 1387 17:07
زندگی چیزی نیست که لب طاقچه عادت از یادمنوتو برود زندگی حس غریبی است که مرغ مهاجر دارد زندگی خالی نیست ، زندگی خالی نیست، عشق هست،ایمان هست ، دوستی هست، مهربانی هست تا شقایق هست زندگی باید کرد... زندگی بال وپری داردبه وسعت مرگ وپرشی داردبه اندازه عشق زندگی باغچه ای است که از آن باید چید ، عشق را ،ایمان را، دوستی راوبر...
-
دوست دارم
دوشنبه 20 آبانماه سال 1387 16:47
می گویند : شیشه احساس ندارد پس چرا وقتی روشیشه بخار زده نوشتم " دوستت دارم " گریه کرد ...
-
نظر بدید
یکشنبه 19 آبانماه سال 1387 17:38
میشه وقتی وبلاگ می خونید نظر بدید خوشحال میشما مرسی
-
دوستم نداشت...
یکشنبه 19 آبانماه سال 1387 17:32
دروغ میگفت دیگری را دوست می داشت بارها گفتم دوستم داری ، گفت : آری تا دیری خاموش بودم ولی آخر از پای شکیب افتادم وگفتم راست بگو ترا خواهم بخشید آیا دل به دیگری بسته ای ؟ گفت :نه فریاد زدم راستش را بگو هر چه هست تو را خواهم بخشید واز گناهت هر چند سنگین باشدخواهم گذشت . گفت:مرا ببخش دیگری را دوست دارم گفتم : حالا که تو...
-
عکسهای عاشقانه
یکشنبه 19 آبانماه سال 1387 17:22
اگه عکس عاشقانه میخوایی روی ادامه مطلب کلیک کن
-
حرفهایت
یکشنبه 19 آبانماه سال 1387 17:05
ای آبشار زلال محبت ،ای دریای خروشان احساس و ای مظهر پاکی ونجابت نمیدانم چگونه وبا کدامین واژه وکلام پاسخگوی این همه لطف ومهربانی وصداقت باشم . همین قدر میدانم که تو شریک فرشته ای ، فرشته ای به تمام معنا که همیشه با آفتاب پر فروغ محبت وفداکاریت،برف وجود مرا از شدت شرمندگی آب می کنی . دور از تو نام ویادوحرفهایت همیشه به...
-
با تو بوده ام
یکشنبه 19 آبانماه سال 1387 17:01
با تو بوده ام همیشه وهمه جا با تو نفس کشیده ام با چشمان تو دیده ام مرااز تو گریزی نیست چنانکه جسم را از روح وزمین را از آسمان ودرخت را از آفتاب تو دلیل حیات من بوده وهستی چنان با این دلیل زیسته ام که باور کرده ام علت بودن من تو هستی پاسخ من به آغاز وپایان زندگی این است : همیشه با تو بودن
-
هر لحظه با من باش
یکشنبه 19 آبانماه سال 1387 16:52
هر لحظه با من باش در روح من جاری تکرار شو در من در خواب وبیداری گهواره مهتاب شب خواب می بینه که ازچشای تو انگور می چینه هر لحظه با من باش در روح من جاری تکرار شو در من در خواب وبیداری هم ماجراشیرین هر روز رویائی بی توهمه کابوس، کابوس تنهایی هر لحظه بامن با ش در انزوایی من تا اخر قصه تو ماجرایی من تکرار شو شاید ما سهم...
-
عاشقانه
سهشنبه 14 آبانماه سال 1387 11:02
چشمای مغرورش هیچوقت از یادم نمیره . رنگ چشاش آبی بود . رنگ آسمونی که ظهر تابستون داره . داغ داغ… وقتی موهای طلاییشو شونه می کرد دوست داشتم دستامو زیر موهاش بگیرم مبادا که یه تار مو از سرش کم بشه . دوستش داشتم . لباش همیشه سرخ بود . مثل گل سرخ حیاط . مثل یه غنچه … وقتی می خندید و دندونای سفیدش بیرون می زد اونقدرمعصوم و...