الهه زیبایی

شعر تنهایی

الهه زیبایی

شعر تنهایی

غریبه

وجدان تنها محکمه ای است که نیاز به قاضی ندارد ...  


 لحظه هایم را پراز رویا ی فردا کن غریبه 

 سادگی را د رنگاهم این چنین وا کن غریبه 

 عشق را تفسیر کن با لهجه ای همرنگ باران 

 خستگی را از نگاهم این چنین واکن غریبه  

جای پایی از تو می ماند ولی تا آرزوها 

 یک نفس باقی است پس کمتر تولا کن غربیه 

 خسته ام از انتظار اما، برایم اولین بار 

 یک غزل از شوق را امشب تو معنا کن غریبه

نظرات 0 + ارسال نظر
برای نمایش آواتار خود در این وبلاگ در سایت Gravatar.com ثبت نام کنید. (راهنما)
ایمیل شما بعد از ثبت نمایش داده نخواهد شد